السيد حامد النقوي
704
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
را در شرب نبيذ بمعرض بيان آورده و واضح كرده كه نزد عمر نبيند زبيب آوردند پس عمر آبى طلبيد و بر آن انداخت و نوشيد و گفت كه براى نبيذ طائف شدّتيست ! دوازدهم آنكه : سرخسى از بخشيدن عمر شراب مثلّث را بعبادة بن الصّامت كه در جانب يمين عمر جلوس داشت استدلال نموده به اينكه هر كه در جانب أيمن باشد او أحقّ بالتّقديمست ! و بعد از آن افاده نموده كه أصل درين باب آنست كه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم شير را نوشيد و بقيّهء آن را بأعرابى كه در يمين آن جناب جلوس داشت داد و بأبو بكر كه در جانب چپ حاضر بود نداد . و نيز افاده كرده كه آن جناب مىفرمود كه : ايمنون ايمنونند . يعنى ايشان مقدّماند بر غير خود و بعد ازين شعر شاعر كه در باب دوران كاس و طست و بخور بسوى يمين نظم كرده استشهاد نمود . سيزدهم آنكه : سرخسى متعلّق بعبادة بن الصّامت افاده نموده كه نزد او حلّت شراب مثلّث كه حضرت عمر فتوى به آن دادند مشكل شد و گفت كه نمىبينم كه آتش چيزى را حلال كند ، و مقصودش اين بود كه مشتدّ اين شراب قبل از آنكه طبخ به آتش شود حرام بود پس بعد طبخ هم حرام خواهد ماند زيرا كه آتش حرام را حلال نمىكند . و ازينجا ظاهر گرديد كه مذهب عبادة بن الصّامت در باب شراب مثلّث حرمت آنست و او اجتهاد حضرت عمر را كه باتّباع نصرانى فرموده بودند باطل مىدانست . چهاردهم آنكه : سرخسى جسارت عمر را بخطاب عبادة بن الصّامت و گفتن او : يا أحمق ! تأويل نموده و ظاهر كرده كه مراد او از أحمق قليل النّظرست . و اين تأويل خبر مىدهد از آنكه شناعت و فظاعت قول عمر بحدّى رسيده بود كه سرخسى صبر نكرد بر اين كه آن را بر ظاهر خود واگذارد ؛ ليكن هر كه از فظاظت عمرى خبرى دارد او نيك مىداند كه : لن يصلح العطّار ما أفسده الدّهر . پانزدهم آنكه : سرخسى جواب عمرى را كه بخطاب عباده از اشكال او داده صحيح دانسته و در توضيح معنى كلام او گفته كه مراد حضرت عمر اين ست